My Holy Uuniversity
 
سلام خوبین؟؟یادش بخیر بوژان رفتیم حسن قهر کرد 

آره سانی خوبه یکم کارام زیادن فقط...درضمن رضا و مرتضی سخت در اشتباهند

[ شنبه ۱۳۹۴/۰۲/۰۵ ] [ 12:18 ] [ معصومه ]
رضا میبینم که تو هم مثل مرتضی فهمیدی که من معصومم

مریم خانوم ببین رضا هم اینو فهمید اما تو و فهیمه که لعنت خدا بر شما باد هیچ وقت نفهمیدین و حتی باعث شدین معصومیت من از بین بره.

خب چه خبر دوستان عزیز تر از جان؟

کاش نادیا هم میومد اینجا و بعضی وقتا یه خبری از نیشتنبرگ بهمون میداد.

چقد تو این هوا بوژان میچسبه...فک کنم اون دفعه ای که رفتیم و دلشاد بهمون گیر داد همین موقعا بود.

مصی از کار جدیدت راضی هستی؟

[ جمعه ۱۳۹۴/۰۲/۰۴ ] [ 13:57 ] [ ساناز ]
سلااااااااااام.... 

صبح بخیررررررررررررررر 

ساناز آره بهت میادرضا برعکس میگی ها ما اگه اسکل نبودیم هشتاد و پنجی نبودیماسکلانی هستیم که فرهیخته وار زندگی میکنیم

[ دوشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۳۱ ] [ 10:25 ] [ معصومه ]
سلام و دو صد درود به همگی جدا!!

بابا غوغا کردین!!!!....به افتخار اولین دکترمون و البته معصومه عزیز قیا ا ا ا ا ام می کنیم!!!...خوش آمدین! ما می دونیم همیشه میاین سر میزنین! آفرین آفرین...

راستی حمیده چه کرد؟ دکتری شرکت نکرده؟ اونم بچه پر تلاشیه بر عکس اغلب ماها!!!...

ساناز بچه هات راست گفتن! منم فکر می کردم انیمیشن دوست داری! پس نداری؟! بر عکس من که خیلی دوست دارم!!!...این حرفشون دلیل نمیشه که اسکل باشی که! دور از جون!!!...85ی تو! نگووووو...

شاید به این خاطره که پشت چهره ات مثل خیلی از آدمها یه صورت دیگه نیست...این دوتایی رو تو چهره خیلی آدمها میشه راحت دید...یه چیز دیگه ان که پشت یه صورت مخفی شدن! تو اینجوری نیستی! بعد بچه های کوچیک هم اینطوری نیستن. ما اصطلاحا میگیم معصومن...بچه ها همونین که نشون میدن! شاید بخاطر همین "این همانی" که فکر می کردن انیمیشن دوست داری!!!!...

راستی رئیس ممنون که با اصول دموکراتیک پیش می ری و  این غالب رو عوض کردی! ولی خداییش شوخی می کنما من هر غالبی انتخاب کنی دوست دارم...مرسی ی ی ی ی ی....(راستی غالب یا قالب؟!)

فری ناز هم که دمت گرم حال و هوا رو با یه شعر قشنگ نو کردی!!!

[ یکشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۳۰ ] [ 13:47 ] [ رضا ]
صبح دوباره سرزده

تا که سلامتان کند

با نفس و امید و عشق

مهر به نامتان کند ...

[ یکشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۳۰ ] [ 9:29 ] [ فریناز ]
ریحااااان تبریک........تو باعث افتخار ما بودی و هستی و خواهی بود....ای رتبه 60 ....ای باهوش....ای تیزهوش

میبینم که دکتر بیشقدمم با من هم عقیدس...دیدی گفتم تو حیفی بری سبزوار

امروز با مهسا حرفیدم....کلی یاد ایام کرردیم.

مصی ی ی ی ی جوووونم عروووس خانم خوش اومدی.

شاگردام بهم میگفتن که به شخصیتتون میاد که از کارتون و انیمیشن خوشتون بیاد ولی من بهشون گفتم که نه بدم میاد.....نظر شما چیه؟؟؟ آیا من اسکلم ؟ آیا به شخصیت من میاد؟

[ شنبه ۱۳۹۴/۰۱/۲۹ ] [ 19:33 ] [ ساناز ]
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااام.......... 

خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

خوش میگذره؟؟؟؟؟؟؟ 

رضا دیدی ماهم هستیماولین پست من بعد از مدتهای مدیدهبه افتخار حضورم قیام کنید 

من خونه نت ندارم با گوشی چک میکنم وبلاگو ولی مثل لال ها هیچی نمیتونم بگمالانم از شرکت جدیدمون پست میذارم...دوباره کارمند شدم و تدریسو ول کردم با اون حقوق مزخرفشامروز یه هفته ای میشه.  

ریحان جونم عشقولکم دوباره تبریک میگمدیگه دکتر شد ی و رفیقت مایه ننگته

خوب شد حداقل شوهر کردم یه تغییری تو زندگیم ایجاد شد وگرنه کنار فرهیختگانی چون شما احساس بیهودگی میکردم 

من دیگه کم کمک برم خونمون... 

مخلصیم... 

رییسسسسسسسسسسسسس

[ شنبه ۱۳۹۴/۰۱/۲۹ ] [ 16:40 ] [ معصومه ]
سلام

مرسی از تبریکاتون. کلی خجالتم دادین. ایشالا نوبت شمام میرسه.شتری

که در خونه همه میخوابه

دعا کنین تو مصاحبه تپق نزنم.متاسفانه امسال دکتری فردوسی نمیگیره حالا بین شهرای دورترو سبزوار موندم! میخاستم سبزوار برم راحت باشم,دکتر  پیشقدم میگه رتبت حیفه بری اونجا.موندم....

راستی یاد خاکساری و just this session بخیر 

[ شنبه ۱۳۹۴/۰۱/۲۹ ] [ 14:48 ] [ مدیر ]
میخواستم برم بخوابم گفتم قبلش بیام یه سر اینجا بزنم و زودی برم اما دیدم خبر از دکتری و این چیزاس نمیشه پست نذارم.

ریحان خانم مبارک باشه خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی و بی نهایت زیاد. ایشالا هر روز بهتر از قبل و بیش از قبل پیشرفت کنی. ایشالا فوق دکتری و پرفسوری بگیری. ایشالا تو بهترین دانشگاها درس بدی. خلاصه همه ی آرزوهای خوب. آدم پر تلاشی مثل تو باید هم به جاهای خوب برسه. خیلی خوشحال شدم. تو مایه ی افتخار 85ایهایی 

 

[ جمعه ۱۳۹۴/۰۱/۲۸ ] [ 23:23 ] [ مریم ]
سلام وسلام و سلام بر برو بچ گلمون...به بهههههههه...میبینم که باز شلوغه و هزار تا رنگ مختلف می بینم...خوش اومدین عزیزان سروران صفا اوردین...اقا چه خبر؟!

چیطوری مریم؟! میبینم که پست من بشدت ایجاد تشنج کرده! نه اصلا نگران نباشین ظاهرا قضیه کاملا عکس بوده!!!راستش حدس اون شبم درباره حسن درست نبود خیلی! اون قیافه منو دیده بود نگران شده بود رفته بود تو فکر بعد من فکر کردم اون چیزیش شده! ظاهرا من چیزیم شده نه اون!!! راستی خانوم آلزایمر اسم استادمون تورج خاکساری بود!! چقدر یهویی دلم تنگ شد واسه حیاط وکیلی 10! چه روزایی گذروندیم اونجا! یادته روز آخر کلاس با کله رفتم تو در؟!!!

شما چطوری فری ناز؟! چه خبر باباااااا؟!...گفتی حسن جان یه دل سیر خندیدم! یادتونه حسن میگفت چشمای ویدا شبیه چشمای خره؟؟!!! من دیگه از اونجا که اخبار تازه رو می نویسم حسن بنده رو با کلاغ یکی دونسته!!!! ولی جدا بابت این سوء تفاهم عذر خواهی می طلبم!

ساناز چطوره؟! واکاوی مشکل حسن هم خوب بود: همدم! جدی جدی وقتشه دیگه..باید آستین بالا بزنیم واسش...راستی چرا بی حوصله ای بامرام؟! پایه؟ حاضر؟!

رئیس عزیز دون کرلئونه خوش اومدی!!!...بیشتر بیا اینجا...تبریک صمیمانه میگم برای قبولی دکتری, 85ی است دیگر هر چه کند موفق می شود!!!راستی این تم زیادی دخترونه نیست؟؟!!!! از دلتنگی هم نگو که دیگه از بس کشیدیم و نوشتیم دربارش بی حس شدیم!!!...جاش دیگه درد نداره...ساناز و مریم میدونن چی میگم...ما یه قصه ها ساختیم اینجا که نگوووو...راستی حضور نامرئی اصلنم بد نیست به قول شاعر گرانقدر: گفتگو آیین درویشی نبود / ور نه با تو ماجراها داشتیم...

ایشاله همیشه اینجا پر باشه از حضور شما و از انرژی های مثبتتون!

به امید خنده

[ جمعه ۱۳۹۴/۰۱/۲۸ ] [ 20:18 ] [ رضا ]
جای مصی سبز که این عبارت دلنشین نیشابوری رو انداخت سر زبونم :

"د کله ام کنن" با این حافظه ی احمقانه ام که هر پستی رو که میفرستم یادم میاد ج یکی از قلم افتاده.

اولا ریحون جونم دوباره تبربک.انشا... نظاره گر پیشرفت های روز افزونت باشیم.

روزی رو میبینم که به کرسی استادی رسیدی و همه ما رو بلاک کردی و ما روانیا باز پیدات میکنیمو با یاد ایام هامون جلو شوهر و بچه و دانشجو هات بی آبرو میکنیم :d و درضمن شما "باش" همین مارا بس است.حتی شده "نامریی"

و ماری جونم آقای خاکساری رو میگی؟!!!

عااااااااااالی بود.عالی.منو مهسا انقد جلوش سوتی های ناگوار و به یادماندنی دادیم که تا اخر عمرم اسمش رو فراموش نخواهم کرد

 

دیگه واقعا رفتم.

[ جمعه ۱۳۹۴/۰۱/۲۸ ] [ 11:18 ] [ فریناز ]
راستی یکی دو روز پیش به حسن جان اس دادم.

خنده داریش این بود که تا حالشو پرسیدم و گفتم کلاغه خبر اورده یکمی رو به راه نیستی گفت :

دهن این کلاغ سرویس که با زر مفتش باعث شده تو 5 امین نفری باشه که از دیروز به من اس میده و اینو میگه:d :d :d

بیچاره کلی قسم و آیه خورد که حالش مث همیشه است فقط نمیدونه چرا همه فک کردن اکی نیس :d

خلااااااصه dont be worried .همچی تحته کنترله

[ جمعه ۱۳۹۴/۰۱/۲۸ ] [ 11:12 ] [ فریناز ]
دست و هورااااااااااااااااا به افتخار اولین دکتررررررررررررر 85 ایی

سوووووووووووووووووووووووووت

دنسسسسسسسسسسسسسسسسس

پایکوووووووووووووووووووووووبی

(خاک تو سرم نمی دونم چرا تو اون لحظه افتادن حسن از رو صندلی تو تولد پری اومد جلو چشمو خنده ام گرفت)

شما ته سالونیا چرا بیکار واستادید یکم قررررررررر بدید تا برگردم

 

[ جمعه ۱۳۹۴/۰۱/۲۸ ] [ 11:8 ] [ فریناز ]
سلااام بر همه ی مرئی ها و نامرئی ها و کم رنگ ها و پررنگ ها و بی رنگ ها... سلام ویژه به خانم مدیر  من اتفاقا ریحان توی پست قبلیم یا یکی قبلش بهت سلام ویژه دادم چون تم وبلاگ بهاری شده بود و مشخص بود که اینجا سری میزنی 

خب میبینم که دوستان همه گی قوه ی تخیلشون رو راه انداختن و بحث عواطف حسن داغه. منم باهاتون موافقم که حتما از یه قضیه ی عاطفی ناراحته ولی والا اینو بقال سر کوچه شون هم میتونه بفهمه چون اصولا یه پسر مجرد بی غم تر ازین حرفاس که بخواد به خاطر چیزای دیگه ایی ناراحت باشه، تازه اونم حسن!  حالا ایشالا به زودی دوباره شاد باشه....

ساناز خانم شما چرا حوصله نداری دوست عزیز  نبینم غمگین باشی.... 

امروز اینجا هوا ابریه و خیلی خنک. بهار اینطوری خوبه، بارونای کم کم و هوای مرطوب. 

فریناز این دختری رو که گفتی نمیشناسم اما برام جالب بود که دهناد دانشجوی فردوسیه. البته میدونستم که قبلا بوده چون دانشجوی شوهر عمع ام بود اما فکر میکردم تموم کرده. یه حس عجیبیه که آدم استادشو یهو به عنوان دانشجو یه جا میبینه. مخصوصا مثلا خانم دهناد چون واقعا استاد بودن بهش میخورد. اما قبول دارین در زمینه ی vocab  هیچ کس مث اون استادی که اول داشتیم که میگفت thank you for your tolerance and patiece (اسمشو یادم رفته آلزایمر گرفتم!) خوب نبود؟ خدایی من هر چی کلمه تو لیسانی یاد گرفتم به خاطر اون استاد بود. 

خب. من به وظیفه ی امروزم عمل کردم. ایشالا باز هم سر میزنم اینجا. فعلا خوش باشید همه گی 

[ پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۲۷ ] [ 14:41 ] [ مریم ]
 سلام به همگی

ای بابا چرا فقط به هم سلام می کنین

مام حضور مداوم داریم فقط مثل خورشید پشت ابریم که دیده نمیشیم 

می دونم الان ساناز غر میزنه چرا کوتاه پست گزاشتم

راستی سالگرد حمیده رو دقیق نمیدونم کیه اما تبریک می گم. نمیدونم اینجا حضور

نا مریی مثل من داره یا نه.

اینو جدی میگم دلم براتون تنگ شده. من اولا زیاد متوجه نبودم اما الان هرچی

میگزره بیشتر دلم هواتونو میکنه.

 

فعلا تا پست بعدی خدانگهدار

 

[ پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۲۷ ] [ 12:35 ] [ مدیر ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

برچسب‌ها وب
امکانات وب
دریافت کد بارش برف