سلام و صد سلام خدمت دوستای گل لاگامیدوارم که حال تک تکتون خوب باشه و ایام به کامتون. از اونجایی که من فقط سالی یه بار تفریش میارم لاگ، به همتون عید و تابستونو بهار و ... همه ی مناسبت های گذشته و آینده رو به نوبه ی خودم تبریک میگم. امروز در حالیکه مشغول کار کردن روی ارتیکل جدیدم بودم یهو به طرز عجیبی یاد گروه افتادم. آخه امروز تعطیل رسمیه به مناسبت شهادت امام صادق ، یادمه که همیشه شهادت این امام مث الان وسط هفته می افتاد و ما نمیتونستیم به مشهد برگردیم. در عوض با بچه ها میرفتیم گردش :-) روزهای خیلی خوبی ولی همینطور که میدونید من معتقدم انسان همیشه میتونه واسه خودش شادی ایجاد کته. شاید آدمای اطرافمون فرق کنن ولی اگه بخوایم میتونیم همیشه شاد باشیم. خدایی اون روزا خیلی خجسته بودیم. :-)
امسال من کلا با سالهای قبل فرق بزرگی داشت، یه فرق بزرگ و البته استرس انگیز
یه جورایی همش تو برزخ بودم، از طرفی درس و یونی و از طرف دیگه بزرگترین و مهمترین انتخاب هر انسان
حال منو بعد از خودمو خدا فقط مریم و فریناز میدونن که حقیقتا در روزهای سخت سر در گمی کنارم بودن
خلاصه سرتون رو به درد نیارم. فردی به زندگی من اومد که از همون دقایق اول زندگیمو متحول کرد و ای کاش زودتر میومد... به قول مولانا: این جهان همچو خرابست و تو گنج
دیگه حکایات بعد ازدواج رو هم که میدونین: جاتون خالی صب مهمونی، ظهر مهمونی، شب پاگشا و بهدش هم حسابی حالی از ما گرفته شد تو این روزای گرم رمضون با دهن روزه و خریدهای تموم نشدنی عروسی. اینقدر سخت گذشت که بهتون پیشنهاد میکنم هیچکدومتون عیدفطر مجلس نگیرین.
خیلی دوس داشتم بیام اینجا و یه دعوت کلی از همتون بکنم اما نشد تا چن روز پیش که نادیا جون زنگید و بهم تبریک گف. همینجا ازش معذرت میخوام که یادم رف دعوتش کنم و امیدوارم که تلافی نکنه.
همتونو به خدای مهربون میسپارم
با بهتریم آرزوها