بچه ها حمیدرضا کیییییییییی؟؟؟؟؟؟؟من که نمیدونم!!!!!!!!
شعر زندگی فروغ فرخزاد
آه ای زندگی منم که هنوز
با همه پوچی از تو لبریزم
نه به فکرم که رشته پاره کنم
نه بر آنم که از تو بگریزم
همه ذرات جسم خاکی من
از تو ، ای شعر گرم ، در سوزند
آسمانهای صاف را مانند
که لبالب زباده ی روزند
با هزاران جوانه می خواند
بوته ی نسترن سرود تو را
هر نسیمی که می وزد در باغ
می رساند به او درود تو را
من تو را در تو جستجو کردم
نه در آن خوابهای رؤیائی
در دو دست تو سخت کاویدم
پر شدم ، پر شدم ، ز زیبائی
پرشدم از ترانه های سیاه
پرشدم از ترانه های سپید
از هزاران شراره های نیاز
از هزاران جرقه های امید
حیف از آن روزها که من با خشم
به تو چون دشمنی نظر کردم
پوچ پنداشتم فریب تو را
ز تو ماندم ، تو را هدر کردم
غافل از آنکه تو بجائی و من
همچو آبی روان که در گذرم
گمشده در غبار شوم زوال
ره تاریک مرگ می سپرم
آه ، ای زندگی من آینه ام
از تو چشمم پر از نگاه شود
ورنه گر مرگ بنگرد در من
روی آئینه ام سیاه شود
عاشقم ، عاشق ستاره ی صبح
عاشق ابرهای سرگردان
عاشق روزهای بارانی
عاشق هرچه نام توست بر آن
مرسی مریم جونننننننننننن این ترم کلاسام خیلی زیاد بودن این هفته که تموم شد یه کم فری شدم هر چند که میدونم سر همتون شلوغ.
i miss u too
متنای همتون خیلی خوب بود وپر از حس ...حس رهایی,خاطره,خیال,....کنکور,کتاب,رااااااااه,حس قریب غریب......برف ,سرما,دستای یخ زده.......وایییییی یه شب که داشت یه عالمه برف میومد تا اخر بولوار جانبازان و پیاده رفتم و برگشتم:) خیلییییی خوب بود,نمدونم چرا یاد اون افتادم:)
یهههههههههه عااااااالمه ارزوی خوب واسه همتون,یلداتونم پر از شادیییییییی
مرسی مریم جونننننننننننن این ترم کلاسام خیلی زیاد بودن این هفته که تموم شد یه کم فری شدم هر چند که میدونم سر همتون شلوغ.
i miss u too
متنای همتون خیلی خوب بود وپر از حس ...حس رهایی,خاطره,خیال,....کنکور,کتاب,رااااااااه,حس قریب غریب......برف ,سرما,دستای یخ زده.......وایییییی یه شب که داشت یه عالمه برف میومد تا اخر بولوار جانبازان و پیاده رفتم و برگشتم:) خیلییییی خوب بود,نمدونم چرا یاد اون افتادم:)
یهههههههههه عااااااالمه ارزوی خوب واسه همتون,یلداتونم پر از شادیییییییی
آشناهای غریب همیشه زیادند
آشناهایی که میایند و میروند
آشناهایی که برای ما آشنایند
ولی ما برای آنها...
نمیدانم واقعا چرا و چگونه میشود
که همه روزی
آشنای غریب میشوند
یکی هست ولی نیست
یکی نیست ولی هست
یکی میگوید هستم ولی نیست
یکی میگوید نیستم ولی هست
و در پایان همه بودنها و نبودنها
تازه متوجه میشوی
که:
یکی بود هیشکی نبود
این است دردی که درمانش را نمیدانند
و ما هم نمیدانیم
که آن یکی که هست کیست
و آن هیچکس کجاست
کاش میشد یافت
کاش میشد شکستنی نبود
کاش میشد زیر بار این همه بودن و نبودن
خرد نشد
و ما همچنان هستیم
پس تو هم باش
باش که دیگر یکی تنها نباشد
روز همتووووووووون مبارک و ایشالا به زودی همه دانشجوی دکترا بشیدددددد
دلم برا همتون تنگ شده.
پری جون منم نظر بقیه رو دارم توقع زیادی بود :))))))))))))
مریم برو تو این سایت اگه خواستی نزدیک 20 تا حرکت داره واسه شکم و پهلو البته همش باید بعد نرمش باشه خوبه اگه هر روز هر کدوم و که میتونی 10 تا بری ak.electric
و مهمتر از همه اینکه روز همتون مبارک
اره مریم به قول فرین حسن جان به عینکای ۲۰۰و۳۰۰ تومنی نگاه نمیکرد چه برسه به خریدنش...واینکه خبرتو بگو دیگه مردممممممممممم که من
خوب فریناز خوبههههههههههههههه دیگه(با لحن خودت)و مطمئنی که همشون دیپلمن و ۳۰ ساله عزیزم...![]()
حمیده جان خوشت مییاد اس کنی ها فرین به من گفت من راستش خودمم فکرم مشغول شد :))))))))))
ما با هم ۱ ساعت و ۳۰ مین حرف زدیم بعد تو ا جمله ی فرعی رو سوژه کردی...میخواسته بگه که الهام تا اخر هفته نتش وصل میشه....من اگه مریم جان یکی از اون اتفاقاتی که گفتی واسم میافتاد خودم همه جا جار میزدم![]()
پستای نخوندم زیاد بود الانم هنو همشو نخوندم ولی تا حدودی برام تعریف کردن..![]()
خوش باشید هر جا هستید
اول از همه مرسی ریحان جان و همه ی اونایی که برای کنکوری ها ارزوی موفقیت کردن و در مورد کنکور اینکه فکر میکنم نسبت به سال های اخیر سطح سوالای اختصاصی ساده تر بود.
و اینکه من فکر کردم خیلیییییی صرییییح بودن جوابام :)))))))))))))))) صراحتم تو حلقم:)))))))))ولی ظاهرا اینطور نبوده من با اینکه حس پیچوندن نداشتم از همین جا از دوستان عزیزم عذر میخوام و هر موقع دیدمتون مخصوصا شما ریحان جان تمام ابهامات زندگیمو براتون رفع میکنم:)
و مصی تولدت مبارکککککککککککک بهت افتخار میکنم که همیشه هستی و این حستو که دوست داری همیشه همه باشن خیلی دوست دارم ولی اون چیزی که بین همه ی ما هست اینه که ما هممون همیشه به یاد همه هستیم چه اونایی که هستن اینجا چه اونایی که به هر دلیلی نیستن...چه اونایی که هر روز میان چه اونایی که گاهی سر میزنن و خیلی چیزای دیگه که نمیدونم چه طوری بگم:))))))
و در اخر عاشقتونمممممممممم و دلم میخواد هر جا هستید بهترین باشید.
من نمیدونم چرا اینجوری شد ولی من بی عرضه نیستم:)تازه اینم اگه بد شد تست هنوز چند بار امتحان میکنیم تا اکی شه:)))))
اول از همه مرسی ریحان جان و همه ی اونایی که برای کنکوری ها ارزوی موفقیت کردن و در مورد کنکور اینکه فکر میکنم نسبت به سال های اخیر سطح سوالای اختصاصی ساده تر بود.
و اینکه من فکر کردم خیلیییییی صرییییح بودن جوابام :)))))))))))))))) صراحتم تو حلقم:)))))))))ولی ظاهرا اینطور نبوده من با اینکه حس پیچوندن نداشتم از همین جا از دوستان عزیزم عذر میخوام و هر موقع دیدمتون مخصوصا شما ریحان جان تمام ابهامات زندگیمو براتون رفع میکنم:)
و مصی بهت افتخار میکنم که همیشه هستی و این حستو که دوست داری همیشه همه باشن خیلی دوست دارم ولی اون چیزی که بین همه ی ما هست اینه که ما هممون همیشه به یاد همه هستیم چه اونایی که هستن اینجا چه اونایی که به هر دلیلی نیستن...چه اونایی که هر روز میان چه اونایی که گاهی سر میزنن و خیلی چیزای دیگه که نمیدونم چه طوری بگم:))))))
و در اخر عاشقتونمممممممممم و دلم میخواد هر جا هستید بهترین باشید.
مریم
خیلی سوالت سخته ینی من نمیتونم یه روز و بگم بهترین یکی و بدترین الان خیلی چیزا از ذهنم گذشت اما انتخابش سخته.
پاسخ به سوالات سری دوم بطری بازی
پاسخ دهنده الهام
مدت پاسخ گویی:یک ساعته نشستم دارم به سولا ج میدم:)))))
بچه ها سوالاتونو که خوندم تعجب کردم فک نمیکردم اینقد تخصصی باشه:))))))
مصی
حقیقتا بیشتر اوقات خودم میخریدم اما دفه هایی هم که کسی واسم خریده هر سری یکی بوده:))))))))))و اینکه نسبت به هیچ کدوم احساسی نداشتم چون شخص خاصی نبوده دوستان زحمتشو میکشیدن.
ریحان
خانوم شرح و تفصیلتون تو حلق همون ف حقا که استادی حتما سوالشم بارمش ۲ نمرس:)))))))الان منظورت کدوم ف بود فدات شم من چیزی که زیاد دوست ف دارم...فریناز که تو یونی باهاش اشنا شدم...فرزاد؟؟؟فرزانه؟؟فرشته؟؟؟؟؟البته اگه منظورتم اون ف باشه خودمم نفهمیدم چه طوری در واقع نحوه ی خاصی نداشت شما که خودت این کاره ای دیگه قربونت...اما اینو میدونم که نه دلیل اغاز نه پایان اشنایی من نبودم من شاید یه بهانه بودم!!!!!!اما به هر حال به قول یه دوستی این نیز بگذرد که البته گذشت:)
فریناز
اخه من موندم حسنزاده ادم یه چی میپرسه که ندونه نه یه چی که از جزییاتشم با خبره و حتی یه جورایی هم خودش درگیر شده قربونت برم من:)))))) ولی حقیقت امر اینه که داشتم میرفتم همون جایی که شما یه ربع قبل من رفتی که بعدشم این جوری شد و تو هم سریع برگشتی خوابگاه پیش من:)))))))))و چه شبی بود اون شب چه قد من گریه کردم و تو و مهسا به من خندیدین:)))))))ولی بازم از شما و دوستانتون که کمک کردن از همین جا تشکر میکنم:)
جهت اطلاع بیشتر مریم
مریم جون جات خالی که یه شب با یه تیپ معمولی داشتم میرفتم بیرون که هنوز پام و تو کوچه نزاشته بودم رییس کل امنییت اخلاقی نیشابور به همراه معاونشون در حالی که بعد از یه روز کاری داشتن میرفتن خونشون جلو پام ترمز زدن گویا میخواستن تو راه برگشتم برای رضای خدا به یکی یه گیری داده باشن تا وظایفشون تکمیل بشه و بعدشم فوقع ما وقع..........
مریم
خیلی سوالت سخته ینی من نمیتونم یه روز و بگم بهترین یکی و بدترین الان خیلی چیزا از ذهنم گذشت اما انتخابش سخته.
پریسا
نمیدونم ولی اگه بگم هیچ وقت این احساس و نداشتم دروغ نگفتم نانازززززززز
واینکه من در خدمت پاسخ گویی به سوالات هستم اخه موندم چی میخواین از من بپرسین با این همه نجابت و پاکی:))))))من خودمم به ریحان رای میدم.
راستی فرین جون شما خودت صاحب اختیاری اجازه ی ما هم دست شماست خانوم:).
مصی جان دستت درد نکنه بابت نفر اول بطری بازی.
گل پری
شیری رنگ
اهل رقابت و بازی دوست. دوست ندارد ببازد
ولی همیشه بشاش است.
شما قابل اعتماد و امین هستید و خیلی علاقه دارید وقت
خود را بیرون بگذرانید، با دقت عشقتان را انتخاب میكنید
و بسادگی عاشق نمی شوید اما وقتی او را یافتید تا مدتهای
طولانی دوستش خواهید داشت
پس سوال یک از مصی البته با اجازه ی رییس و معاون اعظم:
اگه یه روز مدیر فروشتون بگه مصی از روز اول تو کفت بودم و میخوامت چه کار میکنی؟؟؟؟؟؟؟
ساعت دلم را به روی دقیقه ی آمدنت کوک کرده ام ، همان دقیقه ای که پلک های سنگین رؤیایم ، خواب باز آمدنت را می بینند ، برای آمدنت و برای عطر نگاهت که فصل هاست گیس روزگارم را سپید کرده است و برای مهربانی صدایت هزاران اسپند دود کرده ام مبادا جدایی بویی ببرد از آمدنت ...
این روزها حال و هوای گنجشک در قفسی را دارم که با شنیدن صدای تو نفس در سینه اش حبس می شود و نگاه منتظر و صبورانه اش را مسافر آسمان لحظه ها می کند ، این روزها یی که تو هستی پاییز رنگ و بوی دیگری دارد ، باران عاشقانه می بارد ، این روزها تن مان از تن پوش رویا گرم است و پاییز یادها و خاطرات ، همان بهار عاشق است ... این روزها که تو هستی آسمان در آغوش من است ...
ساعت دلم را به روی دقیقه ی آمدنت کوک کرده ام و چمدان به دست بر پلکان ماه نشسته ام و چشم به جاده ی لحظه ها دوخته ام ... می خواهم با تو مسافر افق های دور دست شوم ، عابر معابر بی بازگشت ... همان جاده هایی که تو را و مرا دور می کند از هر آنچه که بودیم و هستیم ...
همسفر جاده ی دل ! دلم می خواهد با تو گم شوم در راهی که بازگشتی نداشته باشد و هیچ کسی پیدایمان نکند ...
... می خوانی ام ؟
به امید دیدارتون:)
فرین به قول خودت که منم انداختی زباله دان تاریخ من که هستمممممممممممم الان حضور من از پری و نادی بیشتر قربونت که و اینکه با موری.تیمی.حسن.حمیده یا جواد یکیه؟؟؟؟؟؟؟؟تازه من ای دی اس الم ندارم:))))
مصی جون پایه ی پروژه میخک هستم اساسییییییییییییییی البته اگه قابل باشیم:)))))))))))))))
الینا
ارغوانی
اسرار آمیز هستید، بهیچوجه خودخواه نیستید ، زود و آسان
نظرتان جلب میشود. روزتان با توجه به خلقتان میتواند
غمگین یا خوش باشد. بین دوستان محبوب هستید اما میتوانید
دست به عمل احمقانه ای نیز بزنید ، بسادگی امور را
فراموش میكنید. بدنبال شخصی هستید كه قابل اعتماد باشد.
معصومه
قهوه ای
فعال و ورزشكارید ، برای دیگران مشكل است كه به
شما نزدیك شوند. زمانی كه متوجه میشوید نمی توانید به
چیزی كه میخواهید دستیابید ، بسادگی تسلیم شده آنرا رها
میكنید.
فریناز
كبود
احساسات شما بسادگی و ناگهانی تغییر میكند اغلب تنها
هستید ، مسافرت را دوست دارید. انسان صادقی هستید ولی
حرف مردم را زود باور میكنید. یافتن عشق برای شما سخت است و گمگشته عشق هستید.
مرسیییییییییی فریناز زیااااد قنااااااااری گمگشته:).
آیا می دانید هاله شما چه رنگی است؟
در صورتیكه تاریخ تولد شما در:
اول فروردین ماه باشد سیاه هستید
بین دوم فروردین تا 11 فروردین باشد ارغوانی هستید
بین 12 تا 21 فروردین باشد. شما سرمه ای است
بین 22 فروردین تا 31 فروردین باشد نقره ای هستید.
بین یكم اردیبهشت تا 10 اردیبهشت باشد سفید هستید.
بین 11 اردیبهشت تا 24 اردیبهشت باشد شما آبی هستید.
بین 25 اردیبهشت تا سوم خرداد باشد شما طلائی رنگ هستید.
بین 4 خرداد تا 13 خرداد باشد شما شیری رنگ هستید.
بین 14 خرداد تا 23 خرداد ماه باشد شما خاكستری هستید.
بین 24 خرداد تا دوم تیر ماه باشد شما رنگ خرمائی هستید.
سوم تیر ماه باشد رنگ شما خاكستری است.
بین 4 تیر ماه تا 13 تیر ماه باشد شما قرمز هستید.
بین 14 تیر ماه تا 23 تیر ماه باشد شما نارنجی هستید.
بین 24 تیر ماه تا سوم مرداد ماه باشد شما زرد هستید.
بین 4 مرداد ماه تا 13 مرداد باشد شما صورتی هستید.
بین 14 مرداد تا 22 مرداد باشد شما آبی هستید.
بین 23 مرداد تا یكم شهریور باشد شما سبز هستید.
بین 2 شهریور تا 11 شهریور باشد شما قهوه ای هستید.
بین 12 شهریور تا 21 شهریور باشد شما كبود رنگ هستید.
بین 22 شهریور تا 31 شهریور باشد شما لیموئی هستید.
متولدین یكم مهر ماه زیتونی هستند.
بین 2 مهر تا 11 مهر ماه ارغوانی هستید.
بین 12 مهر تا 21 مهر ماه شما رنگ سرمه ای دارید.
بین 22 مهر ماه تا یكم آبان ماه شما نقره ای هستید.
بین 2 آبان تا 20 آبانماه باشد شما سفید هستید.
بین 21 آبانماه تا 30 آبانماه باشد رنگ شما طلائی است.
بین یكم آذر ماه تا 10 آذر ماه باشد شما شیری رنگ هستید.
بین 11 آذر ماه تا 20 آذر ماه باشد شما خاكستری هستید.
بین 21 آذر تا 30 آذر باشد شما خرمائی رنگ هستید.
متولدین اول دیماه نیلی رنگ هستند.
بین دوم دی ماه تا 11 دی ماه باشد رنگ شما قرمز است.
بین 12 دی ماه تا21 دی ماه باشد شما نارنجی هستید.
بین 22 دی ماه تا 4 بهمن ماه باشد شما زرد هستید.
بین 5 بهمن تا 14 بهمن ماه باشد شما صورتی هستید.
بین 15 بهمن تا 19 بهمن ماه باشد شما آبی هستید.
بین 20 بهمن تا 29 بهمن ماه باشد شما سبز هستید.
بین 30 بهمن تا 9 اسفند ماه باشد شما قهوه ای هستید.
بین 10 اسفند تا 20 اسفند باشد شما كبودی رنگ هستید.
بین 21 اسفند تا 29 اسفند باشد لیمویی هستید..
حالا هر رنگی ستید بگید تا توضیح همون و بزارم
امشب خیلی حالم گرفتست خیلی عجیییییییب از خیلی چیزا و خیلی ادما دوست نداشتم اینجا بگم اما چون هیچکس دیگه نبود که بهش بگم اینجا گفتم دیگه.....ببخشید
حالا ی فالم دارم الان میزارم.فال گیرم شدم دیگه تو لاگمون:)
جواب تست شناخت احساسات :
پرنده ای که در اتاق شما بدام افتاد، نماد خوشبختی است، اما ناگهان تغییر رنگ داد و در شما دلهره و اضطرابی نسبت به ناپایداری خوشی و شادمانی بوجود آورد. عکس العمل شما در این وضعیت نشان دهنده ی پاسخ شما به مشکلات و بلاتکلیفی ها در زندگی واقعی است.
1. کسانی که گفتند پرنده سیاه باقی میماند دیدگاهی بدبینانه دارند. آیا شما باور دارید اوضاع هیچ وقت بهبود نمی یابد؟ به یاد داشته باشید همیشه پایان شبه سیه سپید است.
۲.کسانی که گفتند پرنده دوباره آبی میشود خوش بین و عمل گرا هستند. شما باور دارید زندگی ترکیبی از خوب و بد است و مقابله کردن و سرسختی نشان دادن در برابر این واقعیت سودمند نیست. مشقات و ناملایمات را با خونسردی می پذیرید و اجازه می دهید زندگی روال طبیعی خود را طی کند. این دیدگاه باعث میشود از تلاطم ناملایمات و سختیها با موفقیت بیرون آیید.
۳.کسانی که گفتند پرنده سفید میشود در برابر فشارهای زندگی مصمم و خونسردند. شما در زمان بحران وقت خود را در تردید و دودلی تلف نمی کنید اگر وضعیت بغرنج شود ترجیح میدهید جلوی ضرر را بگیرید و به دنبال راه دیگری برای رسیدن به هدفتان می گردید و در غم و اندوه گرفتار نمی شوید. این روش محتاطانه بدین معنی است که اوضاع بطور طبیعی بر وفق مراد شما پیش خواهد رفت.
۴.کسانی که گفتند پرنده طلایی میشود ، بی باک و نترس هستند. شما معنی بحران را نمیدانید برای شما هر بحرانی ، یک فرصت است. این جمله ناپلئون که گفته است : «غیر ممکن ... ، این واژه فرانسوی نیست » درمورد شما صدق میکند. اما مواظب باشید این اعتماد به نفس زیاد ، مرز بین شجاعت و حماقت را از بین نبرد.
روزی پرنده ای آبی رنگ ناگهان از پنجره وارد اتاق شما میشود و در آنجا به دام می افتد.
چیزی در این پرنده شما را به خود جذب میکند و تصمیم میگیرید آن را نگه دارید.
اما روز بعد در عین شگفتی متوجه میشید رنگ پرنده از آبی به زرد تغییر کرده است.
این پرنده استثنایی دوباره تغییر رنگ می دهد و در صبح روز سوم به رنگ قرمز روشن در می آید و در روز چهارم سیاه رنگ است.
سوال؟
اکنون روز پنجم است، وقتی از خواب برمی خیزید این پرنده چه رنگی است؟
1. پرنده تغییر رنگ نمی دهد و سیاه باقی می ماند.
2. پرنده به رنگ آبی که در ابتدا داشت باز میگردد.
3. پرنده سفید می شود.
4. پرنده طلایی می شود.
جواب ها باید در همین 4 جواب بالا جستجو بشه و رنگ های دیگه مثل سبز ، بنفش ، زرد و بی رنگ مد نظر نیست.
خوب فکر کنید و با احساس خودتون جواب بدید و بعد جواب رو ببینید!
نادیا حرف طلاق و اینجا نزن دیگه غلوم حالا تو هم کوتاه بیا دیگه زن به این خوبی داری مگه تو همونی نبودی که میگفتی یا این یا هیچکس ..پس حالا هم بیشتر بچسب به زندگیت به خدا اون زنا واست زن نمیشن جز اینکه بیشتر از این زندگیت داغون میشه اصلن دست زنتو بگیر برین مسافرت میدونی از کی نبردیش بیرون انقد هواسش به بچه هاته که دیگه از خودشم یادش رفته...
بچه ها امروز با پری و فرین رفتیم بیرون جاتون خالی که طبق معمول خندیدیم بعدشم با پری رفتیم دانشگاه فردوسی بعدش فرین و پری رفتن سراغ زندگی و منم که میدونید از اونجایی که خیلی نجیبم برگشتم خونه...:)خلاصه که جای تک تکتون خالی بود
اینم از ناول حسن و فهیمه ......جووووووووووووووون
فرین شما جونتو حلال کردی مهرتو ازاد:))))))))))ایشالا که خدا صبرت بده همشون عین همن
فهیمه قادری در خانه ی عفاف به همراه ساناز و مریم در حالی که روی
مریم فالت با حال بود... فرین شعرت خیییییییییلییییییی قشنگ بود
از خونه اومدم بیرون سر راهم گفتم اول یه سر برم کافی نت الان دقیقا یک ساعت و نیمه که اینجام ای بابا.....
خانوم مدیر اصلاحات ... اصلاحات
مریم تو هم خوب ساناز و خوب شناختی که میاد اما حال نوشتن نداره...یادته ساناز هیچوقت حال نداشتی موهاتو سشوار بکشی..خدا هم تو رو شناخته بهت این موهارو داده تو اگه موهای منو داشتی فک کنم میمردی فقط یک ساعت طول میکشه سشوار کردنش........
فریناز متنی که گذاشتی خیلی قشنگه.
الان داشتم با فریناز میحرفیدم ...چند تا جمله گفت روحیم عوض شد مرسی فرین:)با اینکه خودت بهتر میدونی ولی به قول رضا بی خیال
رضا ایشالا شما هم همیشه برین بوژان جای ما رو خالی کنین یا اصلا سری بعد همه با هم بریم ساناز راس میگه منم دلم تنگ شده
ریحانه تو هم به درسات برس که بیشتر از این افتخار افرین بشی ما هم جات و خالی نکنیم خالی هست مدیر
مریم چه خوابایی میبینی حقیقتا بهشت........دلم خواست
مصی تو هم بیا دیگه خانوم
من که واسه قرار قبل عید پایم در حد بننننننننننننننننننننز
he who thinks of others bless,is the most blessed of all
بچه ها امروز فاینال دارم خودم سوال طرح کردم خودم تایپ کردم فک کنم اگه روشون میشد میگفتن خودت تکثیرم بکن...واقعا" زبان قاصره.
.بابت اسم خواهش میکنم از استتقبالتون مرسییییییییییییی
من اس و واسه همه ی بچه هایی که تو جشن بودن و شمارشون و داشتم سند کردم فقط به ساناز نرسید.راستی ساناز جان تسلیت میگم.طبسیم اصلن یادش نبود گفت مگه چه روزی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مریم نمیری که دیگه مییای اینجا یه صفحه سریال تعریف میکنی...
ریحان راست میگی استادم خودش موذب بود...باز خوبه فرین و ماری و مهسا تو دخترا بودن...وگرنه دیگه جو سنگینتر میشد...ولی خیلییییییییییی خاطره ی خوبی بود مرسی نادی جون.
فعلا" با اجازه...
اما...میتونه همه ی اینا باشه...
خوشحالم
به خود میبالم
خدا رو شکر میکنم
حقیقتا" باعث افتخوارمید
و...........همه ی چیزای خوب.
واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای بچه ها انقد حواسم به اینجا بود که از کتری رو گاز یادم رفت الان رفتم دیدم بیچاره شده مثه کوییییییییییییر خدا کنه سوراخ نشده باشه ولی فک کنم شده چون هی داره تیک تیک صدا میده..مامانم بیاد میگه حواست کجا بود ۴روز نتونستی تنهایی خونرو اداره کنی ابروم میره برم که هنوز بیشتر از این خرابکاری نکردم یه کم به خونه زندگیمون برسم..یاد خوابگاه بخیر... یه کووووووووووووه ظرفه باید بشورم تقربا" از هفته ی پیش که مامانم نیس رو هم جم شده....برم دیگه برم.......بای
امروز ۱۴ اذر یک سال شد به همین راحتی !!!!
چه روزی بود امروز یادتونه تمرین سوگند نامه با مجید چقد هماهنگ بودیم..دییشب فیلممون و دیدم خیییییییلییییییییی گریه کردم به یاد همه ی روزایی که گذشت حتی الانم که اینجام داره اشکم در میاد اما نمیدونین چقد خوشحالم خاطراتم با کسایی گذشت که میدونم تا اخررررررر عمرم بهترین دوستام هستن.
پری جون تولدت مباااارک
مصی ایشالا تولد تو رو هم ۳۰ بهمن بهت تبریک میگم
بچه ها باور کنید من همیشه میام لاگ ولی یا حرفی ندارم یا نتونستم پست بذارم وگرنه خودتون میدونید من چقد پایم...تازه چند وقت پیش یکی از نی زنگ زد گفت دوستم شمارتونو داده گفته خیلی پایه اییییییید..........حالا پایه ی چی الله و اعلم....ولی اون اقا نمیدونس که من همیشه پایه ی رفیقام هستم دربسسسسسسسسسسسست.
خلاصه اینکه دوستون دارم و از داشتنون خوشحالمو دلم میخواد همیشه بهترین باشید و هیچوقت نباشه که تو دلاتون غصه باشه.اینارو از ته قلبم میگم .
همتون و میبوسم شاد باشید.
ریحان:میخوام عروس شم ؟؟؟؟؟؟
میخوام بگم دوستون دارم!!!!!!!!
میخوام سرمو بکوبم به دیوار؟؟؟؟؟
میخوام دیگه تموم شه این زندگی؟؟؟؟؟؟؟؟
میخوام شام بخورم؟؟؟؟؟
میخوام برم بخوابم!!!!!!!
میخوام درس بخونم اما حالش نیس!!!!!!
.....همه ی موارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟هیچکدام؟؟؟؟؟؟؟گزینه ی ۱ و۵؟؟؟؟؟؟؟؟گزینه ی انحرافی؟؟؟؟؟؟؟؟اخه ریحان چرا وقتی میگی بعید میدونم حدس بزنین ذهن ادمو درگیر میکنی:))))))
ببخشید که من نمیتونم مثل رضا اینقد قشنگ بنویسم:((((
ریحان هر موقع دوست داشتی بیا خونه ی ما!!!!منم تو خونه تنهام.حالا درست ادم تو شهر خودش راحت تره اما اینجام تنها نیستی عزیزم:)
وای مریم همش خیلی سخته که.ولی اگه من بودم چون حوصله ی خوندن رمان و نمایشنامه رو نداشتم شعر و انتخاب میکردم.حالا میخوای بازم از تیمی بپرس....
دوستت دارمها را نگه میداری برای روز مبادا،
دلم تنگ شدهها را، عاشقتمها را…
این جملهها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمیکنی!
باید آدمش پیدا شود!
باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!
سِنت که بالا میرود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکردهای و روی هم تلنبار شدهاند!
……………………غریب است دوست داشتن. و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن...
وقتی میدانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ...و نفسها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛ به بازیش میگیریم هر چه او عاشقتر، ما سرخوشتر، هر چه او دل نازکتر، ما بی رحم تر. تقصیر از ما نیست؛
تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شدهاند
.....................................................................................................................
سلام بچه ها,ایشا ا... که اوضاع احوال همتون خوبه؟
اومدم دیدم اینجا همه واسه هم لاو میترکونن ماری به فهیمه,مرتضی به پری و,.................................منم حسودیم شد(شوخی کردم خیلی هم خوشحال شدم) اومدم بگم ای لاو یو اوری بادی اند ا میس یو.......
از دوستی امروزمان چیزی برای فردایمان بگذار .
به اندازه یک نگاه ، یک لبخند ،
تا به یاد داشته باشیم روزی همدیگر را دوست داشتیم !
پاسخ به سوال 3 فریناز
دوســــت مـــــن
ای دوستِ من ، من آن نیستم که می نمایم. نمود پیراهنی ست که به تن دارم - پیراهنی بافته زجان که مرا از پرسش های تو و تو را از فراموشی ِ من در امان می دارد .
آن«من»ی که در من است ، ای دوست ، در خانه ی خاموشی ساکن است و تا ابد همان جا می ماند ؛ ناشناس و درنیافتنی.
من نمی خواهم هر چه می گویم باور کنی و هر چه می کنم بپذیری – زیرا سخنان ِ من چیزی جز صدای اندیشه های تو و کارهای من چیزی جز عمل ِ آرزوهای تو نیستند.
هنگامی که تو می گویی« باد به مشرق می وزد ، » من می گویم « آری به مشرق می وزد » ؛ زیــرا نمی خواهم تو بدانی که اندیشه ی من در بندِ باد نیست ، بلکه در بندِ دریاست .
تو نمی توانی اندیشه های دریاییِ مرا دریابی ، و من هم نمی خواهم که تو دریابی. می خواهم در دریا تنها باشم .
دوستِ من ، وقتی که نزد تو روز است ، نزد من شب است ؛ با این همه من از رقصِ روشنای نیمروز بر فرازِ تپه ها سخن می گویم . و از سایه ی بنفشی که دزدانه از دره می گذرد : زیرا که تو ترانه های تاریکیِ مرا نمی شنوی و سایشِ بال های مرا برستارگان نمی بینی - و من گویی نمی خواهم تو ببینی یا بشنوی. می خواهم با شب تنها باشم .
هنگامی که تو به آسمانِ خودت فرا می شوی من به دوزخِ خودم فرو می روم - حتی در آن هنگام تو از آن سوی مغاکِ بی گذر مرا آواز می دهی« همراه ِ من ، رفیـقِ مـن » و مــن در پاسخ تـــو را آواز می دهم « رفیـقِ مـن ، هـمـراهِ من » - زیرا من نمی خواهم تو دوزخ مرا ببینی. شراره اش چشمت را می سوزاند و دودش مشامت را می آزارد. و من دوزخم را بیش از آن دوست می دارم که بخواهم تو به آنجا بیایی. می خواهم در دوزخ تنها باشم .
تو به راستی و زیبایی و درستی مهر می ورزی ، و من از برای خاطرِ تو می گویم که مهر ورزیدن به این ها خوب و زیبنده است. ولی در دلِ خودم به مهرِ تو می خندم.گرچه نمی خواهم تو خنده ام را ببینی. می خواهم تنها بخندم.
دوست ِ من ، تو خوب و هشیار و دانا هستی ؛ یا نه ، تو عینِ کمالی - و من هم با تو از روی دانایی و هشیاری سخن می گویم.گرچه من دیوانه ام.ولی دیوانگی ام را می پوشانم. می خواهم تنها دیوانه باشم .
دوستِ من ، تو دوستِ من نیستی ، ولی من چه گونه این را به تو بفهمانم؟راهِ من راهِ تو نیست ، گرچه با هم راه می رویم ، دست در دست.با تعریفهایی که فرین از وبلاگمون کرده بود گفتم هر چی که هست حرفای...اما دیدم نه خیلی پیش رفتین و دوستان از دلتنگیهاشون میگن از اخبار جدید و گاهأ مواجه شدم با چند متن ادبی!!!!!!!!!!!!.
به هر حال ریحان جون مرسی بابت کار قشنگت،یه تبریک ویژه هم به رضا و الینا،ساناز امیدوارم حال و هوای تو هم عوض شده باشه،و اینکه از دیدن همتون خییییییییییییییییییلی خوشحال شدم.خیلی دوست داشتم ریحانه،نادیا و مهسا ...رو هم میدیدم اما فرصت نشد.
دوستون دارم ،همین.