سلام به همه ی ۸۵یهای دوست داشتنی 

مسی با این حرفای اخرت قشنگ قیافت و لحن حرف زدنت اومد جلوی چشمم...حقیقتا خیلی دلم برای خنده هاتون تنگ رفته......دیگه لحجه ی شیرین محل تحصیلمون داشت یادم می رفتااااا

اخ خ خ... یاد اون روزا بخیر که وقتی استاد یا یکی از بچه ها نا خواسته یه سوتی بی تربیتی می داد و من و ماری و ساناز با یه نگاه به هم می فهموندیم که بله ه ه ه !!! این دفه ام ما سه تا اولین نفراتی بودیم که متوجه این سوتی شدیم .. بعد سعی می کردیم  به زور جلوی خنده مون و بگیریم که ابروریزی نشه....اما حسرت به دلمون موندکه فقط یه دفه بتونیم جلوی خنده مون و بگیریم....هر سه وقیحانه به خنده ادامه می دادیم تا اینکه ه ه ه ...........

از یه طرف با نگاه شماتت بار پسرا مواجه می شدیم و از طرف دیگه سیس سیس کردن دخترا.....ولی مگه این خنده ی لا مصب تمومی داشت؟!!! خیلی شرایط بدیه.....امیدوارم هیچ کسی تو همچین مخمصه ای گرفتار نشه!!!!!! تنها چیزی که گه گاه بهمون قوت قلب می داد صدای ناگهانی پخ خنده ی مسی بود...

یادش بخیر چه روزایی بود..کلاسمون تک بود به خدا...مطمینم همچین کلاسی با همچین دانشجوایی تو تاریخ تکرار نمی شه...

چه اتحادی داشتیمااا...تو پیچوندن کلاسا، کنسل کردن امتاحانا ، جشن گرفتن تو کلاس به هر بهانه ای برای فرار از درس جواب دادن،تقلبای اس ام اسی...ایول.. خدایی همه پایه بودن!!!

                  خیلی باحالین