یاالله
درود بر همه دوستای گلم تو کوچه باغ 85ی کوچیک خودمون!
آقا بالاخره تموم شدددددددد!!! امروز برگشتیم تهران و وداع کردیم با آموزشی! از فردا هم میرم جهاد سر کار خودم و میتونم دوباره مو داشته باشممممم!!!...
امروز صبحی امریه ها رو دادن به بچه ها. هر کی یه جا افتاده و دوباره پخش و پلا شدن همه! واقعا دوره عجیبی بود. مثل خواب بود. به خواب نه چندان خوب ولی دوستای خوبی پیدا کردم...بچه ها امروز گریه میکردن پادگان! خیلی واسم جالب بود! واسه 100 نفر فکر کنم یادگاری نوشتم!
یاد اون روزای آخر خودمون افتادم، ولی اینجا دلم خیلی دلم تنگ نشد اون موقع ها خیلی برام سخت بود از بچه ها جدا بشم و خیلیا رو دیگه نبینم! البته اونجا 4 سال بود و اینجا فقط 2 ماه...و دوستای اون موقع خیلی فرق دارن با دوستای اینجا...واقعا خوشحالم الان هنوز با خیلیا در تماسم و ازشون باخبر!...
خب شما چطورین؟ روزهای پاییز رو چطور میگذرونین؟ سرما که نخوردین؟!!!
و راستی از بقیه چه خبر؟ مدتیه از همه بی اطلاعم!
بیاین خبر بدین بخونیم حرفاتونو...
به امید خنده
دوستتون داریم