دلم واستون خیلی تنگ شده ولی همون طور که به بچه ها گفتم تل خونه یه طرفس نمی تونم پست بذارم...
الان با مصی اومدیم انقلاب اخه مصی خیلی فرهیخته شده دیگه داره با بالا بالاها می پره....رفته بودیم کفش فروشی من مثل قبل یهو زدم زیر خنده!!!!تازه مصی بعد از کلی کفش پوشیدن یکی رو انتخاب کرد ولی دعوامون شد قهر کردیم اومدیم بیرون تازه مصی عینکش و جا گذاشت![]()
![]()
ای کاش شمام اینجا بودین با هم اسکل بازی می کردیم...موقع ناهار خوردن همش یاد پری بودیم..اخه مصی قارچ برگر خورد
حلالمون کنین به همه تون خندیدیم![]()
راستی به اونایی که قبول شدن تبریک ویژه عرض می کنم..از راه دور می بوسمتون..بهتون واقعا افتخار می کنم![]()
![]()
راستی از مریم و مصی که تو مدت غیبت کبرای من انقد به یادم بودن خیلی خیلی ممنونم...مریم پاییزی من از دور می بوسمت..مصی رو هم همین جا ترتیبش و می دم![]()
همتون و خیلی دوس دارم![]()
از اینجا ببعدش منم (مصی)
نمیدونین چقدر امروز جاتون خالی بود با فهیمه کلی تجدید خاطره کردیمو خندیدیم
وقتی میام دانای توانا رو می بینم دلم وا میشه
تازه قراره فردا پس فردا بریم باهم دربندی درکه ای دلتون بسوزه
دلم واستون خیلی تنگیده
دوستون دارم
مخلصیم