سلام برو بچ چطورین؟

دیروز با سانازو مصی حرف زدم و خبرای نیشابورو ازشون گرفتم درسته اونجا نبودم اما فضولی اجازه نمی ده بی خبر باشم...

خوشحالم که بهتون خوش گذشته...امیدوارم بازم دور هم جم بشیم خیلی دلم تنگ شده..جون عزیزتون(چقد جواد!!!!!!) هرکی می خوادبیاد تهران به من یکی دو روز قبلش بگه...این سری که بچه ها اومدن خیلی کم اینجا موندن نتونستم ببینمشون!!!!!راستشو بخواین خیلی خیلی دلم گرفت که اینجا بودن من ندیدمشون....

از اون طرفم که همه نیش همدیگه رو دیدید بجز من...دیگه واقعا داشت اشکم در میومد

ولی عیبی نداره بزرگ می شم یادم میرهراستی هراسم دیروز اومد...اخه مونده بود نیش کارای پایان نامه شو درس کنه...ولی دو هفته دیگه باز برمی گرده

داشتم پستا رو غمگینانه می خوندم که پست تلافو دیدم...خیلی خوشحال شدم...من همیشه پیش خودم

فک می کردم که چقد خوشگل میشی اگه عمل کنی..خوب که شدی خیلی دوس دارم ببینمت

دوستون دارم...بوس