سلام بچه ها....خوبین همه؟

جالب ترین چیزی که امروز اتفاق افتاد این بود که ساناز زنگ زد بهم و جریان

 اون شایعه ای که در مورد گروه دخترونه مون بین پسرای یونی پیچیده رو

 بهم گفت...حقیقتا هم خنده دار بود هم حسابی کپ کردم از ذهن خلاق

 پسرای دانشگاه!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اون وقت می گن دخترا خاله زنکن!!!حداقل

 دخترا از وقایعی که اتفاق افتاده پشت بقیه حرف می زنن، اما پسرا

 داستانای تخیلی می سازن...همین جا می تونم دعا کنم خدا شفا

 بده.....هم بیماری که ذهن معیوبش همچین چیزی رو ساخته، هم ناقص

 العقلایی که باورش کردن....البته عیبی نداره عوضش خندیدیم......

واسه سفر هرکاری بچه ها پایه باشن منم هستم....مطمئنم خیلی خوش می گذره....

خبر از شما.........فعلا خدانگهدار همگی